الشيخ محمد جواد الخراساني
273
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
و معلوم نيست از كجا نقل كرده و در چه وقت خواهد بود . « 1 » در همان اثناء كه تكيه بر حجر الأسود داده و مشغول گرفتن بيعت است ناگهان بشير وارد شود و او را مژده دهد به فرو رفتن لشكر سفيانى به زمين و او مردى باشد كه صورت او به طرف پشت برگشته و پشت سرش به طرف سينه ، پس آن حضرت بفرمايد : قصّهء تو و برادر تو چيست ؟ پس بگويد : من و برادرم در لشكر سفيانى بوديم ، دنيا را خراب كرديم از دمشق تا بغداد ، كوفه را خراب كرديم ، مدينه را خراب كرديم ، منبر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را شكستيم ، استرهاى ما ، در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم سرگين انداخت و از آنجا خارج شديم و عدد ما سيصد هزار بود ( با مردم ديگر كه به ايشان ملحق شدند ) براى خرابى اين خانه ، پس چون به وادى بيداء رسيديم ، شب در آنجا نزول كرديم ناگاه صيحه زنندهاى به ما صيحه زد و گفت : اى بيداء ! هلاك كن اين قوم ستمگر را ! پس زمين دهن باز كرد و همهء لشكر را به خود فرو برد ، به خدا قسم كه در روى زمين نماند حتى عقال شتر ، غير من و برادرم ( نام يكى وتر و ديگرى وتير ) پس ناگاه ملكى آمد و به صورت ما زد ، پس صورت ما به پشت برگشت ، به برادرم گفت : اى نذير ( ترساننده ) تو برو به نزد سفيانى ملعون در دمشق و او را انذار كن به ظهور مهدى آل محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم و به او اخبار كن كه لشكر او در بيداء هلاك شد و به من گفت : ملحق شو به مكه براى بشارت مهدى و او را مژده ده به هلاكت ظالمين و بر دست او توبه كن ، پس او توبهء تو را قبول كند . پس آن حضرت دست خود را به صورت او بكشد پس صورت او به حال اول برگردد و با آن حضرت بيعت كند و جزء لشكر او شود ( امام صادق عليه السّلام ) . « 2 » چون دعوت و بيعت تمام شود آن حضرت بيايد و در نزد مقام دو ركعت نماز بگزارد و دعا كند و خداوند او را اجابت كند و او را خليفه قرار دهد در روى زمين ، به
--> ( 1 ) - الزام الناصب 2 / 282 . ( 2 ) - المحجة فى ما نزل 177 ذيل آيه 69 .